♥زنـــدگـــــــــیــ زیــــباست♥

♥ زشتي هاي آن تقصير ماست♥

همه چیزواز زاویه ی 45 درجه میبینم. سرمو گذاشتم یه جایی. یه جای سرد. آدم ها و ماشین ها رد میشن از بین دونه دونه های اشکم. دستم یه مقدار پایین تر یه چیزیو لمس میکنه. باید سر مادرم می بود. و باید دست من موهاشو نوازش میداد. موهایی که صبح به صبح خودم مسئول شونه زدنش بودم. به جاش اما یه سنگ سرده. با فاصله ی شاید 20 سانت از جایی که باید آغوش پدرم می بود تا سر بذارم روش. تا صدای قلبش رو بشنوم. تا دست بکشه رو سرم موهامو نوازش کنه و آروم شم. احساس امنیت کنم. به جای اونم یه سنگ سرده اما.

من دل خوشم به دو تا سنگ قبر؛ به فاصله ی 20 سانت از هم. همیشه هم دلم میخواد تنها برم اونجا. کسی اگه باشه کنارم فقط میخندم. سرسری دستمو میذارم رو اون سنگا و زیر لب فاتحه میخونم و پا میشم میرم.

کسی که نباشه قضیه فرق میکنه. خسته م از دنیا. همیشه. سرمو میذارم رو سینه ی بابا و با دستم موهای مامان رو نوازش میکنم. گریه م میاد. از اعماق وجودم. انقدر گرمن اشکام که صورتم میسوزه.

من خسته م از دنیا. بابایی؛ یادم هست که همیشه رفتن رو از خدا میخواستی.و یادمه مامان.همیشه بهم میگفتی محل دفن حضرت زهرا پیدا نیست چون خیلی دل رحمن. چون هر کی بره سر خاکشون و دعا کنه دعاش زودی برآورده میشه. و یادمه اون صبحی که چشم باز کردی و با گریه گفتی خواب دیدم سر خاک حضرت زهرا بودم. خیلی بلند بود. نشستم گریه کردم و دعا کردم خدا خلاصم کنه. چیز زیادی هم طول نکشید بعد از اون. شماها خسته بودید،،منم هستم.

بابایی؛ یه کم جا باز کن واسه پسر کوچولوت. واسه ته تغاریت. بین تو و مامان میخوام بخوابم. این قلب لعنتیم رو بکشید بیرون از سینه م. دلم نمیخواد باشه،،دلم نمیخواد،دلم نمیخواد انقد محکم بزنه به نشونه ی اعتراض...

من خسته م مامان

تو یه چیزی به بابا بگو...


برچسب‌ها: زندگی
|چهارشنبه 23 اسفند1391| 6:34|amiR-Reza|

T.Z68

T.Z68

ای عزیز جان من

من برای مرگ خود یک بهانه می‌خواهم

یک بهانه پوچ عاشقانه می‌خواهم

از غمی که می‌دانی باتو بودنم مرگ است و بی تو بودنم هرگز

گر بهانه این باشد،من بهانه می‌گیرم

عاشقانه می‌میرم


 


برچسب‌ها: عشق, مریم
ادامه مطلـب
|چهارشنبه 23 اسفند1391| 2:53|amiR-Reza|

آهنگ

واست میمیرم

 را با تمام وجودم تقدیمش میکنم به عشقم که

به تمام دنیا نمیدمش


برچسب‌ها: مریم, فقط عشق, عاشقی
|شنبه 19 اسفند1391| 23:51|amiR-Reza

کنارت چقدر حال من بهتره .. از این حالی که این روزا میشه داشت 
اگه دنیا هر چی که داشتم گرفت .. ولی دستتو توی دستام گذاشت 

بگو تا کجا میشه هم‌دست بود .. و راهی که بی‌راهه هم‌پای ماست 
تو صبحی که تاریک‌تر از شبه .. تو این شب که کابوس رویای ماست 

با چشمات پر کن نگاه من .. که یه عمره از وهم خالی‌تره 
حقیقی‌ترین لحظه‌هامو ببین .. که از آرزو هم خیالی‌تره 

بگو تا کجا میشه هم دست بود .. تو راهی که بیراهه همپای ماست 
تو صبحی که تاریک‌تر از شبه .. تو این شب که کابوس رویای ماست 

طلوع زندگی - مبین رضایی


برچسب‌ها: عاشقانه
|پنجشنبه 17 اسفند1391| 14:25|مبین رضایی|

 طلوع زندگی


برچسب‌ها: عشق بسته, عاشقانه
|چهارشنبه 16 اسفند1391| 20:45|amiR-Reza|

دوستم بدار

عاشقانه ترین شعر های رمانتیک و غمگین سری 2

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

****/***/***/***/*****

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

***/***/***/***/******

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر

هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

****/****/****/*****/******

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

*****/****/*****/*****/****

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!


برچسب‌ها: عشق, مریم
|دوشنبه 21 اسفند1391| 12:0|مبین رضایی|

مامانم موقع نماز خوندن عادت داره به زبون الله اکبري با ما مکالمه کنه!


يعني اينکه وسطِ نماز هر الله اکبر بلندي که ميگه،يه منظوري داره!


اونموقع ست که ما هي چک ميکنيم ببينيم منظورش چيه!


يه روز وسط نماز يه الله اکبر کشداري گفت!


منم مثل فشنگ از جام پريدم و زير گازو چک کردم؛


پشت درو نگاه کردم که ببينم کسي در نزده باشه!


چراغارو چک کردم مبادا يکي روشن مونده باشه!


چيزي پيدا نکردم به مامانم نگاه کردم ديدم داره هي

با چشم و ابروش واسه من ناز ميکنه!


آخر که ديد من نفهميدم يه اخمي کرد و يه الله اکبر شديد و بيخيال شد!


وقتي نمازش تموم شد با عصبانيت برگشت گفت:


واقعا که خـــــــــــــري! مگه کوري نميبيني گرممه!

يه ساعته ميگم کــولر رو روشن کن...؛


برچسب‌ها: طنز, شوخی, مزاح
|جمعه 18 اسفند1391| 21:26|مبین رضایی|

لطفــــا" به مــــن نزدیک نشــــوید !


مــــن ناقــــل بدترین بیمــــاری مهلــــک بشــــر هستــــم !


مــــن عاشقــــم ... !!

 به من نزدیک نشوید - طلوع زندگی


برچسب‌ها: عاشق دیوانه
|جمعه 18 اسفند1391| 19:56|مبین رضایی|

 

اي مهربانم

 چه زيباست به خاطر تو زيستن

 و

براي تو ماندن

و

به پاي تو سوختن.

طلوع زندگی = طلوع مهربانی

آنروز كه مهمان قلبم شدي،خوب بیاد دارم،

روزي كه با خودگفتم كسي را يافته ام كه ديگر از دست نخواهم داد.

روزي كه اميدها و آرزوهاي فراواني از خاطرم مي گذشت...


برچسب‌ها: عاشقانه, عشق تو, عاشقی
|جمعه 18 اسفند1391| 18:15|amiR-Reza|

فرستنده : مبین رضایی

سلام دوستان عزیز

نظر شما در مورد این تصویر چیه؟لطفا نظرتون رو بنویسید

خیلی واسم مهمه

...

نظر من که اینه :

عشق = کشک

|پنجشنبه 17 اسفند1391| 21:10|amiR-Reza|

خدا میدونه

سلام ای بغض تو سینه   

 سلام ای ماه آیینه   

                                                  سلام شب های دل تنگی

طلوع زندگی

نمی دونی تو این روزا چقد حالم پریشونه  

دلم با رفتنت تنگ و دلم با بودنت خونه

*   *   *

خرابه حال من بی تو نمیتونم که بهتر شم

  تو دستای تو گل کردم بزار با گریه پرپر شم

طلوع زندگی

چــــشـــاااااات چه بـــی رنــــــگ شــده!!!

 

 

 

فقط مـــــخــاطب این پست کامنت بزاره

|پنجشنبه 17 اسفند1391| 21:8|amiR-Reza|

عاشقـــــــانه های مــــرا بـــه خـــــودت نگیـــــر،
مخـــــاطب مــــن، معشـــــوقـــه ایــست کـــه وجـــودش را به

دنیـــــایی نمیـــــدهــــم

{.......} 

طلوع زندگی

|پنجشنبه 17 اسفند1391| 17:56|amiR-Reza

بابا پول میخوام


بابا موبایل میخوام


بابا لب تاپ میخوام

بابا میخوام برم مسافرت پول بده


بابا لباس ندارم

... بابا برای دانشگاه پول لازم دارم


بابا بابا بابا


چرا یک مرتبه هم گفته نمیشه


بابا همین که پیشم هستی برام کافیه...

بودن در کناره تو برای من یک دنیاست!


گاهی دلت میخواهد به بعضی ها بگویی


باش حتی اگر من دیگر نباشم!


پــــــــــــــ­ ــــــــدرم یکی از آنهاست..


برای سلامتی پدرهایتان هر شب دعا کنید...

 

ارسال مطلب توسط : محسن.ک

منبع : وبلاگ طنز،نطنز

 

|پنجشنبه 17 اسفند1391| 17:30|amiR-Reza|

 

    امروز میخوام به یه جنس دیگه حرف بزنم...!

طلوع زندگی - دل نوشته

گم شده ام - آوای زندگی

طلوع زندگی - دل نوشته

گم شده ام در اعماق وجودی به اسم "من" ...اسیر شده ام در کالبدی به اسم "تن" ...!!
به چهره ام که نگاه
"میکنند" مملو از جوانی ام...به خود که مینگرم فقط فریاد خستگی را "میبینم"
مدت هاست تنهام ، نه اینکه آدمی در اطرافم نیست "نه" ...اما در این همهمه لبریزم از سکوت محض...!
گاهی
پر میشوم از خلاء ِ "تنها" کسی که در کنارم باشد...طوری که تصمیم به رها شدن از تنهایی میگیرم...اما هنوز هیچ چیز را شروع نکرده پشیمان میشوم...!!
نه اینکه نخواهم
"نه" ...اما آنقدر پرم از خالی بودن که چیزی از جنس ِ "شروع ِ مجدد" در خود نمیابم...!!
چه کشف زیبایی بود این واژه ی
"تناقض" ...!! تنها چیزیست که بی تناقض در تمام لحظاتم وجود دارد...!!

طلوع زندگی - دل نوشته

طلوع زندگی - دل نوشته

عشقي كه مي رود را بدرقه كن
برايش اشك بريز ، دلتنگي كن ،
جايش را زود پُر نكن
به او ساعت ها فكر كن، به رفتن اش ، به ماندن تو بعد از او ...
خاطرش را عاشقانه ياد كن ، مهم نيست بردي يا باختي اما احساست را ساده نپدار ،
نگذار دلت مهمانسراي مسافرهاي يك روزه شود و عادت كند كه رفت ، خاموش شود و بهانه نياورد.
بگذار دلت هميشه مغرور عشق باقي بماند و به خواري نيُفتد.
براي آني كه دوستش داشتي هيچ باقي نگذار جز يادآوري هاي گاه و بيگاه براي عشق بي پاياني كه به او داشتي .. 

طلوع زندگی - دل نوشته

از یه جایی به بعد … مرض چک کردن موبایل ات خوب می شه ،
حتی یه وقتایی یادت میره گوشی داری ،
دیگه دلشوره نداری که موبایلتو جا بذاری یا اس ام اسی بی جواب بمونه .
از یه جایی به بعد … دیگه دوست نداری هیچکس رو به خلوت خودت راه بــِـدی

                                                                       حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه .

طلوع زندگی - تنهایی

طلوع زندگی - دل نوشته

|پنجشنبه 17 اسفند1391| 16:57|آوای زندگی|

699666999999666999999666996666666996666699999666669966666699
699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699
699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699
699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699
699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996
699666666666999966666666666699966666666699999666666669999666 

خب عزیزم

عاشقانه امروزم خیلی باحاله ...

فقط این کارارو به ترتیب انجام بده :

شماره های بالا را انتخاب كن گلم. (آبی شون کن.)

Ctrl + F رو بزن.

شماره ی 9 را بزن.

حالا صبر کن ...

منو تو عمق قلبت بیار عزیزم ...

چشماتو ببند و یه جوری که صداتو بشنوم از ته ته ته ته دلــت یه عاشقانه

 کوچولو برام زمزمه کن !!


حالا  Ctrl + Enter  رو بزن ...

برو بالا ببین چه خبره !!




عاشقانه ات چی بود عشقم ؟!

عاشقانه ی من تو ادامه مطلبه ...


برچسب‌ها: عشق تو, عاشقی, عشق فقط در طلوع زندگی
ادامه مطلـب
|پنجشنبه 17 اسفند1391| 16:6|مبین رضایی|

سنگین است تکلیف بی تو بودن !!!

تو آسوده بخواب 

 
من مشق گریه هایم مانده است ...
 
Tolue zendegi - Mob!n rez@i

|پنجشنبه 17 اسفند1391| 15:39|مبین رضایی|

سالها...

پنهانت کرده بودم

در سبزینه آن گیاهی که در

کالی احساسم روئیده بود

احساسم را کشتم

در هیاهوی نوبری بلوغ

و دچارت شدم در ناهوشیاری تنم

خواستنم ریشه در ابدیت داشت

سالها...

من ندانستم تو

عشق از " گلشن امروز " میخواهی

و بودن از " خوشه الان " میچینی...

طلوع زندگی - مبین رضایی

|پنجشنبه 17 اسفند1391| 14:4|مبین رضایی|

تصویری دردناک از عشق مادری

 

هند،آپارتمانی که در آتش و دود گرفتار شده،و مادری که برای حفظ جان دختر بچه اش او را از

 پنجره بیرون نگه داشته تا با دود ناشی از آتش خفه نشود...

طلوع زندگی - عشق مادری


ادامه مطلـب
|شنبه 5 اسفند1391| 19:12|amiR-Reza|

Ghaleb-Fa